۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

ظهر دل انگیز پاییزی

.

می بینم
که آفتاب بی رمقی خودشو به زور از پرده ی اتاق عبور می دهد
و می رسونه به تخت
و خودشو میندازه روی ساق پای دخترکی
... -غرق در خواب-

در حالی که انگشتان دستش بین صفحه های کتابی بسته شده هستند
.

این است ظهر دل انگیز پاییزی

۴ نظر:

Mental Stripes گفت...

وقتي ميخواد مهرماه بياد از چند روز قبلش كامل مشخصه خورشيد جهت تابشش فرق ميكنه ملايم تر ميشه . خيلي كيف داره اينطوري ...

Rasool گفت...

احسنت . لذت بردم . رلگ و لعاب نو مبارک . سلیقه ت خوبه .

Saba گفت...

ام.آر.آر :آره.. دقیقا همینطوریه که میگی
رسول: مرسی :)

Arash Fewzee گفت...

اوه این خوبِ. تصویر قوی ُ اینا.