کاش می شد،
تا ابد،
تا همیشه ی همیشه،
روی کاپوت ماشین دراز بکشیم ...سرمو توو گودی گردنش بذارم
و
به ستاره ها نگاه کنیم
.
۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه
نشسته ام
در کنجی از این اتاق لعنتی
سیگاری به دست
- بله، سیگاری به دست -
دستم زیر چانه، ...غرق در فکر.
که چرا
جمعه ها جای خالی ات چند برابر میشود
؟
لعنت