۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه
۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه
پاييز ايز كامينگ
اول مهر – بارووون ِ پاييزي – باد - شروع دانشگاه – بعداز ظهرهاي دلتنگي –
پشت پنجره – نگاه كردن به بارون – آهنگ بلند - راه رفتن توو كوچه پس كوچه ها –
شكلات داغ – هواي سرد – سرشار از كِيف –
از سر گرفتن ِ نوژان ها – دو در هااااااا – بوي بد سلف –
ادامه يافتن شب زنده داري ها... فقط به دلايل متفاوت –
يك عالمه تولد –
شال هاي در هوا رها شده – عكس هاي جديد با يه حس جديد –
برگ هاي زرد و نارنجي – خش خش زير پاها
آل استااااااااااار
تقويم صووورتيو دوباره به دست گرفتن –
دستكش و شال گردن –
باروون و باروون و باز هم باروون ......
من، صبــا، در آستانه ي پاييز
پي نوشت1: اصلا گير ندين... جمله نوشتنم نمياد! اُنلي كلمه
پي نوشت2: لاوينگ دبيوسي
پي نوشت3: RIP Patrick Swayze
۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه
اگر بار گران بوديم و .....ه
۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه
اندر مصائب فیس بوک
معرفی می کنم!! فیس بوک: یه شبکه دوست یابی و از این حرفا
فیس بوک زیادی پابلیکه وهمه چیو به همه خبر میده! هر غلطی که بکنین همه ی دوستاتون می فهمن
حالا با این وضعیت اگه یکی بیاد و مثلا فکر کنه خیلی زرنگه و هیشکیم نمی فهمه بعد بیاد و یه چیزی راجع بهت بنویسه! بعد کل فرند لیستشم بفهمن.. یا حداقل حدس بزنن .. من ِ بدبخت ِ فلک زده آبرو واسم نمی مونه......!!!ا چی کار کنم؟؟؟
یا اصلا بگو یکی از فرند لیست بفهمه که منو میشناسه!!!!!!!!!!! خب عزیزم اینجا مشهده! خبرا 3 سوت همه جا پخشه.. همه هم که همه رو میشناسن خدا رو شکر
..... من، صبا، 20 شهریور 88
پی نوشت1: مرسی از همون آدم
پی نوشت2: این روزها همه دست پیش رو می گیرن که "پس" نیفتن.... شما این کارو نکنین!!! وقتی مقصری خب مقصری دیگه!!!ا
پی نوشت 3: هرچی فکر کردم یادم نیومد چی می خواستم بگم
۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه
دعا ی من در شب احیا
این شب احیا خودمو بیخیال می شم!! ببینین چه قدر از خودگذشته ام!!!! اختصاصش میدم به یه سری آدما!!! از خدا می خوام ( از ته ته ته قلبم) که یه جو عقل و انسانیت و ضد حرصیت بهشون بده!!! الهی آمین
۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه
Lullaby
روزاي تعطيل – تا لنگ ظهر خوابيدن – فشار پايين – ورزش ساعت 4 –
آهنگ هاي بي كلام! - بلا ز لالاباي – اميلي - ترِيلير ِ فيلم ها! – ترِيلر لاست! -
خاطرات قديمي - جعبه هايي كه كادو شدن - تقويم كاريكاتوري – "گوگوري مگوري" كه چند روز ديگه ميشه " گربه هاي خياباني" -
ريپيت آهنگهاااا – بيدار موندن تا ساعت 4 صبح – فيس بوك – گذشتن روزا مثل برق و باد –
ماه رمضون مسخره تر از هرسال! – افطارهاي بي افطاري – نقطه اوج يه آهنگ – پرواز -
آهنگ هاي فيلمِ توآيلايت – تنبلي هاي پي در پي – شب هاي احيا توو راه – خواب هاي طلايي -
آل استار – بند كفش آبي و صورتي - دوربين – لحظه هاي ثبت شده – انتخاب واحد – لئونارد كوهن - اِف سي اي –
باز مي آيد بوي ماه مهر – پاييز – برگ ها - با صداي بلند – آل رايز - 4 اِوِر - يه نقطه ي روشن –
آدم هاي مختلف – آدم هاي هميشگي – آدم هاي ... – سانسور - راز - شبرنگ ِ صورتي -
3 دايره روي يك انگشت = خاطرات خوب + دوستاي خوووب = گذشتن يك سال –
چشم هاي پف كرده - غم توي چشمام – بالش خيس –
گريه - وسط يك فيلم – تحت تاثير –
خنده – از ته دل - رسيدن به مرز گريه –
شب زنده داري هاي بسيـــــــار......
شادي هاي بي پايان – خنده هاي بلند – قهقه زدن –
روزاي خوب و پر خاطره + روزاي بد و پر خاطره
صداي پيانو
صداي آرامش
اينم از ما .......
من، صبـــا، 16 شهريور 88
پي نوشت 1: نوشتن كلمات آسون تر از جملات هست
پي نوشت 2: همچنان به رنگ صورتي و لب هام به حالت دو نقطه دي ... تراست مي
پي نوشت 3:
Death is EASY…. And PEACEFUL!
Life is HARDER!!!
۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه
What's On My Mind?!?!?!
ويت لاو
صبـــا
88/6/11
Without feelings !
روز: يازده
ماه: شهريور
سال: هزار و سيصد و هشتاد و هشت
ساعت: 11:33 شب
تا يادم نرفته : چهارشنبه
مي خواستم بشينم روزمو تعريف كنم و اينا (امان از دست افشينگ) بعد ديدم هيچي ندارم كه بگم!ا
روزمرگي منو جويده و قورت داده! الان اسيد معده ش داره روم مي پاشه! از ريخت و قيافه افتادم!ا
بد چيزيست اين روزمرگي! بد.....ه
پلنگ صورتي رنگ و روش رفته! وايتكس ريخته روش! پوستش كش اومده واسش گشاد شده.. زيادي جا باز كرده! بي ريخت شده است كلي!ا
صوتي چرك ممكن است خوش رنگ باشد ولي به هيچ عنوان حس خوبي نيست!!ا
ديگه نوشتنم نمياد! همينم كلي زووور زدم! ا
واستادي نگاه ميكني؟؟ زولبيا باميه كه پخش نمي كنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ا
من، صبـــا، تاريخ ذكر شد در بالا
پي نوشت1: without feelings and actually feeling good :)
پي نوشت2: ذوق و شوق بيخود
پي نوشت3: من فيلم ميخوام! يه چند تا فيلم خوب بگين! بيكارم زيااااد!ا
تنفر ولي نه در حد كشنده
متنفرم از آدماي احمق
متنفرم از آدماي دورو
متنفرم از آدمايي كه فكر مي كنن خيلي زرنگن
متنفرم از آدمايي كه فكر مي كنن من خيلي احمقم و نفهم – من خر نيستم عزيزم! مطمئن باش
متنفرم از حساسيت هاي روزاي شهريور – دوس دارم دماغمو ببرم با كارد، بندازم يه جايي خيلي دووور
متنفرم از ماه رمضون توو تابستون – توو دانشگاه حداقل كلاسا زودتر تعطيل ميشه! دو در هاش مي چسبه
متنفرم از اينكه هيچ كااااااري نكردم اين تابستون – هر سال دريغ از پارسال ..هه
متنفرم از اينكه هنوز پازلم درست نشده!
متنفرم از هواي خيلي گرم!- اونم با اين مانتو ها و روسري و شال ها
متنفرم از چايي داغ!
متنفرم از قهوه ي سرد!
متنفرم از آدمايي كه ايران نيستن و ميگن نه!!!!!!!!!!!!!!! نياين اينجا! ايران خيلي بهتره! – واااااات؟؟؟؟ ايران بهتره؟؟؟؟ بهشت زندگي مي كرديمو خبر نداشتيم….هه
متنفرم از اينكه مي بينم حق كشي چقدر آسون شده!
متنفرم ار اينكه كشتن آسونتر!
متنفرم از دروغ شنيدن! بسه آقا.. بسه! مي فهمي؟؟؟
متنفرم از آهنگ هاي تكراري كه خيلي تكراري هستن!
متنفرم از اي دي اس ال ِ قطع شده!
متنفرم از كيلوبايت مصرف شده!
متنفرم از بي برنامگي!
متنفرم از شارژ ِ ايرانسل تموم شده!
متنفرم از خنده! – مي دونم بعدش گريه س!
متنفرم از گريه!- چشام بعدش پف مي كنه!
متنفرم از وقت تلف شده!
متنفرم از عكس هاي نگرفته شده!
متنفرم از لحظه هاي از دست رفته!
متنفرم از خاطرات نوشته نشده!
متنفرم از كتاب هاي خوانده نشده و فيلم هاي ديده نشده!
متنفرم از خاطرات! – خاطره ها ميان كه رو نِروَم برن….
متنفرم از اين زندگي ِ يكنواخت ِ نكبت ِ مزخرف ِ مسخره
من، صبــــا، 3 شهريور 88
پي نوشت 1: كلا آدم متنفري نيستمااا! باور كن!
پي نوشت 2: كي مسئوليت قبول مي كنه ميل باكس ِ منو تميز كنه؟؟؟
پي نوشت 3: شاعر ميگه : آي كَنت تِيك ايت اِِني لانگر..
پي نوشت 4: و همان شاعر ميگه: آي هِيت ديس پارت رايت هير
پي نوشت 5: "_____" فحش دادم آقا! بد و بيراه گفتم! شما بخيل و حسود نباش! تو هم فحش بده!