۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

یک عصر پاییزی


یکی را بیارید برایم بنشیند - سر فرصت و با حوصله - کتاب بخواند.. داستانی٬ رمانی!!
یکی هم باشد این صندلی گهواره ای را که رویش نشسته ام گاهن تکان دهد.
یکی باشد - دست راستم- برایم شکلات داغ درست کند و در فنجان قرمز با خال خال های سفید بریزد و بدهد دستم!! یکی باشد در گوشه ای بنوازد- ساز دهنی!
یکی باشد-دست چپ - پیپ بکشد... هی پیپ بکشد ..
بدانید که پاییز است و ما در حیاط - یکی باشد چتری بگیرد .

Hit-Song



بعضی از آهنگ ها به قصد کشتن می آیند.. کارشان را انجام می دهند ... و می روند...
خیلی حرفه ای!! بدون هیچ رد پا و اثری ...

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

همه چی سر جاشه!!

دیشب تخت خواب گرم و نرمم رو ول کردم و اومدم روی زمین خوابیدم..
نمی دونم مشکلش چیه!! شاید زیادی گرمه... شایدم زیادی نرمه!!
شایدم فقط می خوایستم مطمئن شم که زمین زیر پام سفته و یهو همه چی خراب نمی شه!!!

۱۳۹۰ آذر ۱, سه‌شنبه

Another life



مطمئنم قبلا زندگی دیگری داشته ام ... بی شک .
یه چیزایی زیادی قدیمی به نظر میان!
فقط اینکه چی بودم؟؟ ماهی؟؟ یک آدم؟؟ صفحه گرامافون؟؟
آخ .. امیدوارم یه چیز جذاب بوده باشم...