۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

دلم فصله ی بین شانه تا گردنت را می خواند

در فاصله ی بین شانه ی راستم تا گردنم دو ماهی می کشم ، یکی بزرگتر و دیگری کوچک، حبابهایشان را به رنگ آبی می کشم و با موهایم قلقلکشان می دهم تا ریسه روند و هی ریسه روند... و در فاصله ی بین شانه ی چپم تا گردنم پروانه هایی رنگارنگ می کشم در حال پرواز...و من هی به آنها نگاه می کنم و هی حسرت بودن بین شانه تا گردن کسی را می خورم.. روی راست یا چپش خیلی وسواس ندارم..ا

۲ نظر:

ghazaleh گفت...

برگشتی یعنیی ؟؟؟
یم دونی من چقد اومد رفتم بلاگت که بالاخره افتابی شدی ؟؟؟

Saba گفت...

آره آره ه ه
برگشتم بالاخره
:*