
آنقدر دویده بودم که پاهایم درد گرفته بودند و حتی تُلُپ تُلُپ شان از تلپ تلپ ِ قلبم هم بیشتر شده بود! می خواهم بگویم آنقدر تند دویده بودم که باد تمام موهایم را به هم ریخته بود و هر تار مویم برای خودش به یک سو رفته بود! می خواهم بگویم آنقدر دویده بودم که اصلا یادم نمیامد که چرا اینهمه راه را دویده ام! آنقدر خسته بودم از اینهمه دویدن و تند دویدن که دیگر نمی توانستم بدوم! و بدون هیچ مقدمه ای خودم را انداختم روی چمن ها! مثلا اصلا نگفتم " وای اینجا چه جای خوبیه واسه استراحت" یا اینکه اصلا نگفتم " وای اینجا چه سبزه و چقدر خوبه آدم یه درازی اینجا بکشه و خستگی در کنه!". نه! هیچ کدام را نگفتم، فکر هم نکردم اصلا! فقط خودم را انداختم روی چمن ها!
باد می آمد و چمن ها را از این سو به آن سو می برد! و من فکر می کردم که چقدر دارد به چمن هایی که من رویشان دراز کشیده ام ظلم میشود که آن ها نمی توانند در باد برقصند و به جایش دارند زیر من له می شوند! ولی اصلا انرژی بلند شدن نداشتم و گفتم حالا روزی دیگر می رقصند در باد یا اصلا روزهای قبل رقصیده اند!
نفس هایم که آرام گرفت به این فکر افتادم که کاش نمی دویدم! اون هم اینهمه راه! کاش همونجا وای میستادم! محکم! و جوابشو می دادم! ولی حالا که دویده بودم و کلی از همه دور بودم و تنها توی دشت ِ پر از چمن های رقصان در باد ولو شده بودم روی زمین!
چشم هایم را بستم و فقط گوش دادم به صدای باد که از لای چمن ها می گذشت و به من که می رسید تندی رد می شد! آفتاب صورتم را گرم می کرد! شاید یکم زیادی گرم!
آنقدر دویده بودم که خسته شده بودم، خیلی! ولی نمی دانستم چرا!!! دوست داشتم دلیل قاطعی در دستم بود که وقتی بر می گشتم پرتش می کردم توی صورت همه ی کسانی که از من می پرسیدند چرا دویدی و رفتی! ولی نداشتم! و خب، چیز عجیبی نبود! خیلی چیزها بود که نداشتم! پس اصلا می توانستم بگویم به خاطر چیزهایی که نداشتم دویدم! آره! دلیل خوبی بود! اصلا دوست داشتم و دویدم! تحمل صورت هیچ کدامتان را نداشتم و دویدم! دوست داشتم بگویم اصلا به شما چه؟ اگر برای یکیتون مهم بود چرا دنبالم نیامدید؟ چرا ظاهرتان یک چیز است و باطن چیز دیگر؟ ......
خیلی خسته بودم! نه دیگه از دویدن! از همه ی این چیزهایی که باید بهشون فکر می کردم! چقدر باید جواب می دادم! چقدر همه سوال داشتند! همه به درک! چرا او دنبالم نیامد اصلا؟
حالا که خوب فکر می کنم میبینم جایم روی این چمن ها خیلی هم خوب است! جایی نمیرم! بر نمیگردم که سوال پیچم نکنند! همین جا خیلی هم خوب است!
من، صبا، 9خرداد 89
پی نوشت1: این آهنگا دارن رواااانیم می کنن!!!!!
پی نوشت2: بیچاره چمن های له شده!!!
پی نوشت3: گاهی وقتا یک تکانی می خوری و می بینی که " هی! دیس ایز د ِ ریِل لایف!"!!!! والا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر