توت فرنگی های وحشی اینجا می رویند..
ياد دوران كودكي بخير كه وقتي اسمارتيز مي خوردم هميشه ي خدا قرمزهاشو جدا مي كردم و لبامو خيس مي كردم و مي كشيدمشون روو لبام تا قرمز شن و كلي سر مست مي شدم و ذوق مي كردم و اصلا غم و غصه هام يادم مي رفت. به قول شاعر وقتي بچه بودم غم بود اما كم بود!!
الانم قرمزند یا نه؟توی هر سنی که باشی باز هم میشه با ی چیزایی غمو فراموش کرد.فقط گاهی اوقات پیدا کردن اون ی چیز ی ذره مشکل میشه.
آره!! موافقم! اين قضيه اسمارتيز يه چيزيه كه ميشه غم رو باهاش فراموش كرد!
ارسال یک نظر
۲ نظر:
الانم قرمزند یا نه؟
توی هر سنی که باشی باز هم میشه با ی چیزایی غمو فراموش کرد.فقط گاهی اوقات پیدا کردن اون ی چیز ی ذره مشکل میشه.
آره!! موافقم! اين قضيه اسمارتيز يه چيزيه كه ميشه غم رو باهاش فراموش كرد!
ارسال یک نظر