ديشب توو فيس بوك يه استيتوس خوندم، وقتي خوندمش برام خيلي آشنا اومد.مثه اون صحنه هايي كه مي دوني يه بار ديگه قبلا ديديشون، شايد تو خواب! بعد فهميدم اين منم، چند ماه ديگه! چند ماهه ديگه من شايد بگم اين صحنه رو ديده بودم! ولي ميدونم دفعه اولش دقيقا كي و كجا بوده و دفعه اولشم مي دونستم دفعه دومي هست و منتظرش بودم كه برسه! چه انتظار مزخرفي، نه؟؟
وقتي منتظر يه چيز خوبي، هر ثانيه 100 سال مي گذره و دوس داري زودتر تموم شه انتظار، ولي وقتي منتظر منتظر تموم شدن يه چيزي هستي، هر 100 سال برات يه ثانيه ميگذره و دوس داري اين انتظار تموم نشه!
همه چي برعكسه!
من، با اون استيتوس، الان مي دونم كه اون روز اون حسم خيلي بيشتر از چيزيه كه انتظارشو داشتم!
۱ نظر:
منم اینو میدونم: صبا ، پینکیه ناشناخته!
شاد باشی. : )
ارسال یک نظر