
اون مبل آبي نفتيو يادته؟؟
هموني كه طرف ديوار زرشكي ِ اتاق بود! هموني كه يه ميز چوبي ِ قهوه اي ِ پر رنگ سمت راستش بود! هموني كه روي ميز چوبي قهوه اي پررنگ سمت راستش يه دفترچه ي گلبهي با كاغذاي كاهي بود! همون ميزي كه جاي هميشگي ليوان ها و ماگ ها و كتاب ها و خيلي چيز هاي ديگه بود!
هموني كه سمت چپش يه گلدون پر از گل هاي رنگي بود! همون گلهايي كه هر چند روز يه بار از گلفروشي مي خردم يا مي خريدي يا مي خريديم!
هموني كه پنجره اي سمت چپش بود! هموني كه پنجره ي سمت چپش پرده اي نداشت! چند وقت است مي خواهيم پرده اي آنجا بزنيم؟؟ چند وقت است كه ديگر پرده اي نمي پسندم؟؟
هموني كه مي شد ساعت ها فرو بري تووش! هموني كه ساعت ها فرو مي رفتي تووش!
دلم همون مبل و مي خواد با تمام متعلقاتش! دلم يه روز باروني مي خواد! دلم يه روز باروني ِ اولاي پاييزي ميخواد! طوري كه هوا نه سرده و نه گرم! دلم ميخواد يه روزيو كه خسته باشم! دلم يه روز دل تنگ طوري مي خواد!
كه وقتي از در حياط ميام تو، وقتي از پنجره تووي خونه رو نگاه مي كنم، ببينم كه اونور پنجره توو مبل آبي ِ نفتي تو هستي كه فرو رفتي!
كه وقتي تو رو اونجا، فرو رفته توو مبل آبي نفتي با ديوار زرشكي پشتش مي بينم،او ته تهاي ِ دلم بلرزه.... كه يهو ديگه خسته نباشم ... كه ديگه دل تنگ نباشم!
دلم اون مبل آبي نفتي، تو، با يه سري آهنگهاي "اميلي" مي خواد! كه چقدر اين 3تا با هم،آرامش دنيا رو بهم ميدن!
بي پرده بگم، دلم شادي ِ لحظه ي ديدار مي خواد! دلم حس ذوق كردن مي خواد! دلم لرزش ِ دل مي خواد! دلم اشك ِ شوق مي خواد! دلم يه حس نوستالژيك مي خواد!
من، صبا، اول فروردين 89
پي نوشت 1: بهار اومده و ايناااا ولي من از پاييز ميگم!! فحش نديناا!!!
پي نوشت2: خيلي به اون مبل گير دادم نه؟؟ هه :دي
پي نوشت3: اولين نوت 89
پي نوشت4: اوهوم
۲ نظر:
مبلو ولش کن. اونی که روی مبله کیه؟؟
هوم؟؟
يكي كه خيلي خوبه
:دي
ارسال یک نظر