۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

در سوگ هموطنان

وقتي در دانشگاه هم ميريزند و مي برند و مي زنند
وقتي در ها را مي شكنند و فردايش درست مي كنند تا همه خر شوند
وقتي همه چيز را به نفع خود مي گيريند
وقتي چاقو مي زنند و قفل فرمون به دست مي گيرند
وقتي اين طناب لعنتي را هي ما ميكشيم و هي آن ها مي كشند!!ا
و همچنان هي ما مي كشيم و هي آن ها مي كشند....ا
د ِ لامصب چرا ول نمي كنين طنابمونو؟؟؟
ما كه ايستاده ايم و نمي نشينيم و دست بر نمي داريم و جا هم نمي زنيم
روز به روز بي شمارتر مي شويم و شما اگر خيلي زووووور بزنيند و كم نشويد ثابت مي مانيد.....ا
ما هستيم..... تا آخرش
شما كي مي بُريد؟؟
خيلي زوود
خيلي زووود

۳ نظر:

alirezaz گفت...

ما خوابمان می آید دیگر...
دارد حیف میشئد...
کم کم دارد حیفیمان میشود...
صبا دارد دیرمان میشود...
لامذهبها ما را به حال خود بگذارید...
صبا :((((((((((( چرا آخه؟میدونی چند نسل هستش که دغدغه آزادی دارن مردم؟ :(
با همه این تفاسیر! ما پیروز میشیم!

Saba گفت...

اندكي صبر!! سحر نزديك است
............... اميدوارم

ناشناس گفت...

امروز بعد از دانشگاه با چن تا از بچه ها از شهر زدیم بیرون ،سرمون رو گذشته بودیم رو شونه های هم فقط اشک میریختیم اگه این کارو نمیکردیم مطمئن بودم دق میکردیم ....
اون از دیروز اینم از امروز آخه این چه وزشه خدا رفیقامون رو جلوی خودمون کتک میزنن نهایته بی عدالتیو میکنن بعد فکر میکنن حق با اوناست ،قاتل های جانی شک نکنین که جوابه همتون رو یه روزی میدیم ،جوری که تو تاریخ بنویسنش....
همین الان هم ۴ تا از رفیقم دستگیرن واسه آزادیشون دعا کنین .
اونا با این کارشون فقطه عمره خودشون رو کوتاه تر کردن صبا چون بچه ها واقعا" جری شدن .به امیده پیروزی .......
M.T.S